جالب است كه این روزها به شدت نسبت به یك سری از حرف ها موضع گرفته می شود. یكی از این نمونه حرف ها این است كه مثلا بگویی فلانی در خارج از كشور است و یا …
آقا جان، خانم جانی! كه این پست و نوشته های دیگر را می خوانید. من هم خوب می دانم كه هیچ حكم كلی برای داخل و خارج نشین ها نمی شود داد. من هم می دانم كه این ماه ها هم وطنان خارج از كشور به شدت نگران و پیگیر قضایای داخل كشور هستند، و استرس و اضطرابی دارند كه شاید برای مایی كه در داخل هستیم شناخته شده نباشد.
اما یك باور دارم. دوستان خوب خودم كه اتفاقا از بیرون از كشور در حال رصد كردن هستند، ادبیاتشان و توقعشان بعضا - و تاكید می كنم بعضا - تغییر كرده. اصلا هم نمی خواهد راه دور بروید. مگر كم داریم كسانی را كه تا چند ماه پیش از ایران می نوشتند و اكنون خارج از كشور هستند؟ نگاه كردن به لحن نوشته ها كه كار سختی نیست. نگاه كردن به دامنه توقعات كه پیچیده نیست. گاهی این بیم می رود كه فضای غیر واقع بینانه ای درباره آنچه به وقوع می پیوندد، ایجاد شود. فضای تندی كه شاید تحت تاثیر آزادی محیطی باشند كه در ان هستند، اما فراموش كرده اند كه نوشته های ایشان قرار است به مصرف داخلی برسد. وگرنه مگر كم هستند بچه هایی كه آگاهانه می نویسند، در جریان مسائل هستند، واقع بینی را هم از دست نداده اند؟
درباره روشنفكران دینی سرشناسمان هم مدتهاست كه نظرم این است كه بعضا بسیاری از ایشان دیگر یافته ها و نوشته های قدیمشان را ندارند. تولیداتشان در داخل به مراتب قابل رجوع تر بود. حرف بیشتری داشتند. این هم حكم كلی ندارد. اما مثلا در این سالها دكتر سروش دیگر نوشته های قدیم را تولید كرده اند؟ صراط های مستقیم و تجربه نبوی و … (جدای از هم نظری یا اختلاف با ایشان ) محصول گفت و گو و خوانش اندیشه های داخلی بود كه با اندیشه دیگران و اندیشه ورزی تكمیل شده بود. محسن كدیور با كتاب حكومت ولایی و آن درس های موضوعی از قران مثل ایمان دینی یا نبوت، چقدر این روزها تكرار شده اند؟ حكم سیاسی دادن كه از سیاستمداران نیز بر می اید. نیازمخاطبین اینجایی در سالهای پیش، به گونه ای بود كه خود را موظف به پاسخگویی به آن می دیدند. از این مثال ها زیاد می توان زد. علم آموزی ، به اشتراك گذاشتن نظرات با نگاه خارج از محدوده ایران خیلی هم خوب است، اما نمی دانم - و باور كنید این را به واقع می گویم كه نمی دانم - آب آنجا چگونه است كه این همه تفاوت در بین اینجا و آنجای این حضرات - كه قابل احترامند - بوجود می آید.
این روزگار نیز می گذرد، دانشمند ما، سیاستمدار ما و روشنفكر ما باید سر جای خودشان قرار بگیرند تا بتوان به آینده ای روشن اندیشید. حرف من جدا كردن و مرز كشیدن بین داخل و خارج كشور نیست. حرف من بومی نگاه كردن، واقع بین بودن و متصل بودن به مخاطبان است. حرف من فاصله نگرفتن از جماعتی است كه برایشان نسخه می پیچیم، داخلی و خارجی بودنش هم بهانه است. مگر كم در داخل حرفهایی می زنیم كه به قامت جامعه ایرانی برازنده نیست؟
این چیزی كه نوشتم یا قبلا به آن اشاره كرده ام، باور كنید هیچ حكم كلی ای نبوده كه اصلا مگر می شود در این امور حكم كلی داد؟
کتاب "جنسیت در زندگی روزمره" نوشته ماری هولمز با ترجمه محمد مهدی لبیبی و مقدمهای از دکتر ناصر فکوهی از سوی نشر افکار با شمارگان 1100 نسخه در 204 صفحه منتشر شد.