|
اولين جراحي زيبايي به معني امروزي آن سال 1307 در يكي از بيمارستانهاي تهران انجام شد. با اين حساب از عمر جراحي پلاستيك در ايران حدود80سال ميگذرد.هر چقدر اين نوع جراحي در سالهاي اوليه خود مهجور بود، طي سالهاي اخير رشد سرسامآوري پيدا كرده است. متاسفانه جراحيهاي زيبايي و پلاستيك با همه خطراتي كه براي جان و سلامت در پي دارد چند سالي است ميان دختران و زنان جوان رو به افزايش است و اكنون اين تب مردان را نيز گرفتار كرده است.
تعداد جراحيهاي زيبايي و پلاستيك از جمله برداشتن چربي، عمل زيبايي بيني،كشيدن پوست، پروتزهاي مختلف اعضاي بدن بويژه صورت، افزايش قد و.... در كشور به طور بيسابقهاي افزايش يافته به نحوي كه گوي سبقت را در ميان ديگر كشورها از جمله كشورهاي اروپايي ربوده است. در اين ميان اين جراحيها در بين پزشكان غيرمتخصص و حتي گاهي غير پزشكان به وسيلهاي براي كسب درآمد بيشتر تبديل شده است و فجايع مرگباري را براي جامعه در پي دارد. صدرنشيني بيني در سالهاي اخير، روشهاي متعددي از جراحي زيبايي متداول شده است، اما هنوز ركورد مراجعات زيبايي در دست عمل پلاستيك بيني است. پس از آن تزريق گونه و لب است كه در جايگاه دوم ميايستد و سپس اعمال جراحي اندام مانند ليپوساكشن و در آخر هم كشيدن ابرو و صورت و تراشيدن صورت. با آن كه آقايان ايراني نيز در سالهاي اخير تمايل بسياري به عمل جراحي بيني پيدا كردهاند، اما كماكان با درصد بالايي خانمها در اين زمينه پيشتازند هر چند فاصله كم شده است. هنوز در ايران بيشترين تقاضاي جراحي زيبايي، جراحيهاي صورت است. به گفته متخصصان، پوشش خانمها در ايران باعث شده كمتر به جراحيهاي اندام توجهي نشان دهند. از سويي زنان ايراني به دليل كم تحركي و بي توجهي به ورزش بيش از زنان ديگر دچار اختلالات خاص اندامي بوده و زودتر نشاط و تازگي اندام خود را از دست ميدهند. اين موضوع چندي پيش در تحقيقي كه با مقايسه زنان ايراني و فرانسوي انجام شده، مورد تاكيد قرار گرفت. گفته ميشود ايران از نظر تعداد جراحي زيبايي بيني در دنيا اول است و پس از ايران كشورهاي آمريكا، انگلستان و تا حدي فرانسه در رديفهاي بعدي تعداد عملهاي جراحي زيبايي بيني قرار دارند البته بايد به اين موضوع هم توجه داشت كه در برخي كشورهاي اروپايي به علت فرم بيني مردم اصولاً نياز به عمل جراحي زيبايي بيني وجود ندارد و شايد تعداد اين عملها در اين كشورها در حد صفر باشد. عوارض و شكايات جراحي زيبايي چالش برانگيزترين تخصص در ميان رشتههاي پزشكي است و چون ميزان رضايت به سليقه بستگي دارد درصد شكايت در اين تخصص بيشتر از رشتههاي ديگر پزشكي است. اگرچه ساليان درازي از انجام جراحيهاي زيبايي و پلاستيك در كشور نميگذرد، اما پروندههاي متعددي از تخلفات و گاه اشتباهات جبرانناپذير اين گونه جراحيها در دادگاهها تشكيل شده است. چنانچه براساس آمار سازمان پزشكي قانوني كشور بيشتر كساني كه به دليل اشتباهاتي كه گاه رنگ تخلفات پزشكي به خود ميگيرند از پزشكان به دادگاهها شكايت كردهاند، در جريان عمل جراحي زيبايي صدمه ديدهاند. آمار غير رسمي حاكي از آن است كه روزانه حداقل يك نفر در كشور بر اثر عوارض حاصل از جراحي زيبايي جان ميسپارد. ابتدا بايد بگوييم اعمال جراحي بخصوص اعمالي كه در حين آن بيمار بيهوش ميشود حتي در بهترين شرايط در درصدي از موارد داراي عوارضي هستند.به عنوان مثال خونمردگي در اطراف چشم و بيني، گرفتگي بيني و تغيير حس بويايي، كم يا حتي از بين رفتن حس بويايي از عوارض شايع جراحي زيبايي بيني است كه حتي اگر بهترين متخصصان نيز عمل را انجام دهند ممكن است رخ دهد. در مورد افزايش عوارض اعمال جراحي زيبايي كه بتازگي شاهد آن هستيم شايد بتوان گفت علتش بيش از آن كه به خاطر خطاي پزشكي ايجاد شده باشد، به دليل افزايش بيرويه انجام اين اعمال و تعدد آنهاست. به نظر ميرسد چند نكته نيز در ميزان عوارض بي تاثير نباشد. اول اينكه بسياري از چنين عملهايي در كلينيكهاي روزانه يا سرپايي انجام ميشوند. در كلينيكهاي روزانه هزينه اتاق عمل بسيار كمتر از بيمارستانهاي بزرگ تر است و پزشك جوان جوياي نام هم ميتواند بيماراني را با توانايي پرداخت كمتر پذيرش كند و كاهش هزينه را هم بيشتر از سبد سهميه بيمارستان انجام دهد نه دريافتي خود. بايد توجه كرد كه اساساً تخصص و امكانات تخصصي براي درصد كمي از بيماران مهم هستند. در بيشتر موارد در بدترين حالات با بدترين امكانات جراحي و بيهوشي هم در نهايت اتفاق چنداني براي كسي نميافتد، اما تمام احتياطات فقط براي آن چند درصد خطر پيشبيني ميشوند. نكته ديگر دخالت غير جراحان و غيرپزشكان در اين كار است كه متاسفانه بكرات شاهد آن هستيم. اين افراد چون فاقد تخصص لازم هستند، در مواردي كه عارضهاي پيش ميآيد قادر به انجام اقدام صحيح نيستند. قسمت ديگري از عوارض مربوط به دست نيافتن به نتيجه مطلوب و يا احيانا از شكل افتادن بيمار است. شايد شنيده باشيد بسياري از افراد به خاطر جراحي پلك چشم، به چشمهاي خود آسيب جدي رسانده اند كه شايد هرگز قابل جبران نباشد؛ مثلا فردي پس از جراحي پلك خود، ديگر قادر نبود آن را به طور كامل ببندد يا مثلا خانمي پس از عمل ليپوساكشن در ناحيه پاها دچار مشكل شد، زيرا پاهاي او بيش از حد لاغر شده و متاسفانه هرگز شكل درستي به خود نميگيرند. نمونه بعدي اشخاصي هستند كه پس از عمل جراحي بيني دچار مشكلات عديدهاي ميشوند و بيني آنها كاملا از شكل ميافتد. اين قسمت را ديگر نميتوان به حساب اتفاق يا بد شانسي گذاشت بلكه به طور مستقيم به مهارت و دقت پزشك بستگي دارد، دقتي كه متاسفانه فداي مسائل مالي يا اصرار بي دليل بيمار ميشود! از كيسه بيمه براساس قوانين بيمهاي كشور سازمانهاي بيمهگر تعهدي در قبال اعمال جراحي زيبايي (مگر رفع عيوب مادرزادي) ندارند. با اين حال ديده ميشود بسياري با استفاده از دفترچه بيمه اقدام به اين كار ميكنند. مسوول يكي از سازمانهاي بيمهگر ميگويد:متاسفانه برخي پزشكان بيمار خود را در بيمارستان دولتي بستري كرده و با درج عنوان عمل جراحي تيغه بيني (سپتوپلاستي) اقدام به انجام جراحي زيبايي (رينوپلاستي) ميكنند، البته مابهالتفاوت را نيز از بيمار نقدا دريافت ميكنند! با اين كار قسمتي از منابع ناچيز بيمهاي صرف اعمال بيمورد زيبايي ميشود. اما بدون حضور بيمه يا با حضور آن، جراحيهاي زيبايي از نرخ واحدي پيروي نميكنند. در حقيقت آشفته بازار تعرفههاي پزشكي جراحي زيبايي را نيز بي نصيب نگذاشته و حتي بيشتر از ديگر قسمتها نيز درگير كرده است.اگر چه در بخش درمان تعرفهگذاري براي تمامي خدمات وجود دارد(و تعرفههاي كشور ما چند ده برابر كمتر از كشورهاي اروپايي است) اما در مورد جراحيهاي زيبايي اساساً تعرفه جايي ندارد و نرخ بر مبناي اقتصاد بازار تعيين ميشود. اين موضوع سبب شده هر چند در مواردي هزينه جراحي از كشورهاي غربي پايينتر است اما در برخي موارد مبلغ دريافتي از بسياري از كشورهاي پيشرفته هم بيشتر شود، به عنوان مثال جراحي بيني در لهستان 2000 تا 2500 دلار است و در آلمان و هلند بين 4900 تا 7000 دلار است اما ميبينيم در برخي موارد همين جراحي در ايران با نرخ 6000 دلار صورت ميگيرد. مد بيني شايد يك لباس را بتوان با تغيير مد عوض كرد، اما بيني مدي نيست كه هر سال بيمار بخواهد عمل كرده و آن را تغيير دهد. متاسفانه برخي به بيني نيز به عنوان مد نگاه ميكنند. فناوريهاي نوين از جمله اينترنت و ماهواره نيز به گسترش اين پديده كمك ميكنند. هر مد جديد در آن سوي آبها در زماني اندك به اين سو منتقل ميشود و براي خود بازاري ايجاد ميكند. بسياري از مردم نيز بدون آنكه بدانند چه ميكنند گرفتار اين بازار ميشوند. برخي جامعهشناسان استقبال از جراحيهاي زيبايي را نوعي مد اجتماعي ميدانند.مد اجتماعي رفتار جمعي مكرري است كه به اندازه رسم اجتماعي تثبيتشده نيست، مد اجتماعي ناپايدار است و دوام ندارد. در سكوت كامل در جامعه پزشكي هيچ كس درباره ميلياردها تومان پول مملكت كه هر روز صرف عملهايي ميشود كه اصلا نيازي به آنها نيست، حرفي نميزند. در تهران و شهرهاي بزرگ هر روز به طور متوسط هزار بيني روي تخت بيمارستانها و درمانگاهها عمل ميشوند، درحالي كه اين تختهاي بيمارستانها و امكانات و وسايل جراحي بايد صرف هزار عمل جراحي ديگر بشود، زيرا يك ضرورت است و جراحي بيني، آن هم به دست كساني كه هيچ تخصصي در اين باره ندارند، يك فريب و گمراهي است. بسياري هستند كه بيني خود را در فريبي كه از آگهيهاي تبليغاتي ميخورند، به تيغ يك تكنسين اتاق عمل يا غير پزشك ميسپارند و يك هفته پس از آن با بيني نابود شده به دنبال برگشت به وضع قبلي خود هستند. اينان فقط به اندازه هزينهاي كه براي اين عمل پرداخت كردهاند، خسارت نديدهاند، بلكه ممكن است براي هميشه بيني خود را از دست داده باشند. دكتر كلانتر هرمزي جراح پلاستيك معتقد است استقبال بيش از حد زنان جوان از جراحيهاي زيبايي كه در پي تبليغات گمراه كننده به وجود آمده، نگرانكننده است زيرا بيش از نيمي از افرادي كه براي جراحي پلاستيك به نشاني آگهيهاي گمراهكننده مراجعه ميكنند، از نظر جراحان واقعي زيبايي، نيازي به عمل جراحي ندارند اما اين افراد با جراحان واقعي روبهرو نبودهاند تا درباره زيبايي خود دچار فرهنگ غلط چشم و هم چشمي نشوند، بلكه در زماني طولاني كه گرفتار تبليغات گمراهكننده جراحي زيبايي شدهاند، تقاضاهايي در وجودشان شكل گرفته كه آنان را براي اين جور اعمال با كيفيت پايين و خسارت بار، به زيرزمينهاي محل اعمال جراحي پلاستيك ميكشاند. كساني كه به اين گونه مطبها مراجعه ميكنند، اغلب اعضاي جراحي شده آنان مثل غضروفها و استخوانها دچار آسيب ميشود و گاهي در چهره اين افراد عنصري نامناسب و ناهماهنگ با تركيب صورت ايجاد ميشود كه ديگر با هيچ عمل جراحي ديگري هم قابل درمان نيست. تجارت زيبايي بشر بالفطره زيبايي را دوست دارد.گرايش و ميل به زيبايي در همه نوع انسانها مشاهده ميشود. زيبايي مانند هر پديده ديگري نسبي است. امروزه پيشرفت در همه زمينهها بخصوص در زمينه علم پزشكي و جراحي پلاستيك زمينه را براي رسيدن افراد به زيباييهاي مطلوبشان فراهم آورده است؛ اما به نظر ميرسد در اين زمينه انگيزههاي تجاري وارد پزشكي شده است. نتايج تحقيقي كه بتازگي توسط جامعه جراحان پلاستيك آمريكا انجام شده پيش بيني كرده كه تا سال 2015 تعداد جراحيهاي زيبايي به بيش از 55 ميليون نفر خواهد رسيد. اين ميزان تقريبا برابر با يك نفر از هر 5 آمريكايي است. بر اساس اين تحقيقات عدهاي ممكن است در سال بيش از يك عمل زيبايي داشته باشند. آمريكاييها در سال 2007 بيش از 13 ميليارد دلار را هزينه اينگونه عملهايي كردهاند كه از نظر عددي برابر با حدود 7 ميليون مورد عمل زيبايي است. اين آمار در سال 2001 حدود 5 ميليون مورد بوده است. جراحيهاي زيبايي در انگليس نيز در حال تغيير شكل به يك تجارت است تا جايي كه زيباپرستي را وارد بازاري پرسود نسبت به گذشته كرده است. اين صنعت از دهه 90 تاكنون سالانهرشدي بالغ بر 10 تا 20درصد داشته و بتازگينيز به حدود 2 برابر بيشتر رسيده است. گروه هارلي مديكال، بزرگترين ارائه دهنده خدمات جراحي زيبايي در بريتانيا اعلام كرده كه تقاضا براي اينگونه عملها 35 درصد افزايش داشته كه همراه با 2 برابر شدن تعداد بيماران مرد بودهاست. سياست و زيبايي! عالم سياست نيز از جراحي زيبايي دور نمانده است. در حقيقت سياستمداران ميخواهند زيباتر و با ابهتتر به نظر بيايند اما نميخواهند جراحي آنها به صورتي باشد كه مردم يكباره متوجه تغيير چهره آنها بشوند و بدتر اينكه مساله به رسانههاي عمومي كشيده شود.آنها ميخواهند مردم فكر كنند آنان همواره چنين چهرهاي داشتهاند. در واقع در اينجا نيز سياستمداران علاقهاي ندارند تا مردم چهره واقعي آنها را ببينند و بر اساس واقعيت، راي خود را بدهند.خانم هيلاري كلينتون يكي از سياستمداراني است كه به جراحي پلاستيك متوسل شده است و به قول رقيب انتخاباتي خود با پول و بوتاكس، از حالت يك جوجه اردك زشت به يك خانم 59 ساله قابل اعتنا درآمده است. او از جراحيهاي مختلفي استفاده كرده است. ابروها و پلك چشمها بالا كشيده شده است و تمام پوست صورت و گردنش را كشيده است. چربيهاي زير چانهاش را ليپوساكشن كرده و غبغبش را برداشته است تازيباتر و جوانتر بشود. جالبتر اينكه هيلاري كلينتون انجام هرگونه جراحي زيبايي روي صورتش را انكار ميكند. خانم كريستينا فرناندس دي كريشنر،يكي ديگر از سياستمداراني است كه رقبايش معتقدند به لطف چاقوي جراحان توانسته رئيس جمهور شود. ايشان كه عنوان اولين رئيسجمهور زن را در انتخابات رياستجمهوري آرژانتين از آن خود كرد به لطف جراحي پلاستيك خود را جوان و جذاب نشان ميدهد. البته اين جراحيها منحصر به خانمهاي سياستمدار نيست. جان كري كانديداي دموكرات رياست جمهوري آمريكا يكي از مردان عرصه سياست است كه موضوع جراحي را پذيرفته است. وقتي در انتخابات سال 2004 آمريكا رسانهها موضوع جراحي زيبايي او را بازگو كردند جان كري پذيرفت كه بوتاكس تزريق كرده است و البته تاكيد كرد اين مساله هيچ اهميتي ندارد و تنها مستمسك رقباي انتخاباتي است. اين مساله در مبارزات انتخاباتي سال 2003 براي آرنولد شوارتزنگر نامزد انتخابات فرمانداري كاليفرنيا نيز پيش آمد، موضوعي كه توسط خود وي تكذيب شد. اما فيلمهاي متعدد از او طي ساليان مختلف عمل جراحي زيبايي بر فك و چانه او را تاييد كردند. در ايالات متحده خيليها فكر ميكنند باراك اوباما، رئيس جمهور اين كشور قبل از مبارزه انتخاباتي سال گذشتهاش به رينوپلاستي تن داده است. البته او خود هيچگاه اين مطلب را تاييد نكرده است. ژاك شيراك، رئيس جمهور سابق فرانسه نيز مدتي از انظار به دور بود، زيرا براي جراحي پلاستيك و ترميم پوست صورت در كانادا به سر ميبرد. سارا پيلين نامزد سابق معاونت رياست جمهوري جمهوريخواهان در انتخابات نيز از زمره سياستمداراني است كه گفته ميشود جراحي زيبايي انجام داده است. شايد ولاديمير پوتين، رئيس جمهور سابق روسيه و نخست وزير فعلي اين كشور در ميان سياستمداران دنيا يك استثنا باشد، زيرا وي خودش اعلام كرده كه جراحي زيبايي بيني انجام داده است. استراليا نيز از اين موضوع در امان نمانده است.يك سياستمدار استراليايي براي اينكه بتواند قدش را بلند كند، زير تيغ جراحي رفت. اين زن 31 ساله كه يكي از نمايندگان دولت است همواره بهخاطر كوتاهي قدش مورد تمسخر ديگران بود و اين روند موجب شده بود اعتماد به نفسش را از دست بدهد. سرانجام او تصميم گرفت به جراحان اعتماد كند و پاهايش را براي بلندتر شدن به دست آنها بسپارد. البته براي اين كار، او دستكم بايد يك سال استراحت كند تا بار ديگر بتواند روي پاهاي خود راه برود؛ اما اين سياستمدار جوان معتقد است بلند قدتر شدن ارزش تحمل چنين جراحيهاي طاقتفرسا و زجرآوري را داشته است. صدام حسين، رئيس جمهور سابق رژيم بعث عراق نيز جراح پلاستيك مخصوص خود را داشت. البشير به عنوان نزديكترين رازدار صدام و ماهرترين جراح پلاستيك عراق در زمان جنگ ايران و عراق سالهاي 88 - 1980 صدام را كه از ناحيه صورت و دست زخمي شده بود، تحت جراحي پلاستيك قرار داد به طوري كه هيچ اثري از جراحات بر پوست وي نمانده بود. پزشك صدام علاوه بر خود او 8 بدل صدام را نيز جراحي پلاستيك كرده و آنها را به شكل صدام درآورده است. اما تمامي جراحيهاي زيبايي سياستمداران در مقابل جراحيهاي برلوسكوني ناچيز محسوب ميشوند.سيلويو برلوسكوني، سياستمدار جنجالي و نخست وزير سابق ايتاليا عضو حزب زنده باد ايتاليا،صاحب باشگاه آث ميلان و چندين رسانه خصوصي در ايتاليا كه وي را امپراتور رسانهاي ايتاليا ميخوانند،امپراتور جراحي زيبايي سياستمداران جهان نيز محسوب ميشود. برلوسكوني مدتي از مردم خداحافظي كرد تا پس از يك سلسله عمل جراحي يك ماهه دوباره در صحنه سياسي حاضر شود. او بعد از آن عمل جراحي، بسيار جوانتر و لاغرتر شد.برلوسكوني وقتي به ملاقات توني بلر، انگليسي رفت بيشتر به ملوانان عصر دزدان دريايي شبيه شده بود. زيرا با يك روسري مثل دزدان دريايي سرش را بسته بود؛ اين موضوع سبب شد تا همه ماجرا را پيگيري كنند و دست آخر توضيحات پزشك او همه چيز را روشن كرد. آقاي نخست وزير سر طاسش را به عمل جراحي سپرده بود تا بتواند خوش چهره شود. آقاي برلوسكوني خود را به تيغ جراحي سپرد تا وزنش كاهش يابد و بتواند تصوير قابل قبولي از خود به مردم ارائه كند. البته اين اقدام او يك جنجال مطبوعاتي دربرداشت. مطبوعات ايتاليا با چاپ عكسهاي جديد برلوسكوني و چاپ عبارتهايي برگرفته از سخنان وي مانند «زيباسازي براي تلويزيون» يا «آب بندي جسمي» به اين موضوع پرداختند. |