تاریخ انتشار: دوشنبه, ۲۱ دی ۱۳۸۸
چاپ نسخه چاپی
کد خبر: 3528
نامه الکترونیک ارسال به دوستان
نمی‌توان وحشت کاشت، امنیت درو کرد
فرید زکریا

فرید زکریاتلاش جوان نیجریه‌ای برای بمب‌گذاری در خطوط هوایی دترویت ایالات متحده، در ایام تعطیلات کریسمس،سناتور دیان فینشتاین را بر آن داشت تا دقیقا جمله ای را بر زبان بیاورد که حرف دل بسیاری از ما بود: "بیش‌از آنکه کم‌کاری کرده‌باشیم دچار افراط شدیم. "

به نظر می‌رسد که این یک جمله این‌روزها در واشنگتن هم زبان به زبان می‌چرخد. البته این نظریه اشتباه محض است . دقیقا برعکس این جمله‌بندی صحیح است. هدف تروریست‌ها تحریک افراد برای نشان دادن عکس‌العمل‌های افراط‌گونه است . هدف اصلی و پشت پرده، کشتن صدها نفری نیست که در این و آن هواپیما نشسته‌اند. بلکه غایت نهایی ترساندن سایرین است . آنها که این خبر را می‌شنوند و بر خود می‌لرزند. تروریسم در حقیقت حرکت نظامی غیرمرسومی است که موفقیت آن به نحوه پاسخ‌دهی قربانی بستگی دارد . اگر ما از این حرکت نترسیم، این حمله دیگر قابلیت خود را از دست خواهد داد .

حمله اخیر بیش از آنکه دال بر قدرتمندی القاعده باشد، ضعف و ناتوانی این گروه را به تصویر کشید. در هشت سال منتهی به یازدهم سپتامبر 2001 القاعده توان هدایت و رهبری هرگونه عملیات تروریستی را در چنته داشت. برای این عمیات‌های تروریستی هم محدودیت جغرافیایی معنایی نداشت. سمبل‌های قدرت ایالات متحده در سرتاسر جهان در همین برهه زمانی هدف قرار گرفتند: سفارتخانه‌های این کشور در آفریقا و البته برج‌های دوقلوی تجاری . این عملیات‌های پیچیده بودند و انفجار همزمان دو سفارتخانه در کشورهای مختلف و دخالت صدها نفر در این قبیل حوادث تروریستی نشان داد که تروریست‌ها از ملیت‌های متفاوت چندین ماه یا حتی چندین سال برای هدایت یک عملیات تمرین کرده‌اند . البته تمامی این حمله‌ها هم موفقیت‌آمیز بود .

در روز کریسمس اما القاعده از جوانی نیجریه‌ای و بی‌تجربه برای منفجر کردن هدفی نامشخص استفاده کرد. در نهایت هم عملیات با شکست روبه‌رو شد . به نظر می‌رسد که القاعده تنها به دنبال استفاده از این فرصت بود و نه برنامه‌ریزی جامع برای عملیاتی جدی. تلاش‌ این جوان نیجریه‌ای که ظاهرا شستشوی مغزی داده شده بود در نهایت برای با موفقیت به پایان رسیدن این عملیات با شکست روبه‌رو شد . حتی یک نفر هم در این ماجرا کشته نشد. این عامل انتحاری حتی بلد نبود ساده‌ترین کار ممکن یعنی خودکشی را انجام دهد. با این وجود القاعده در نیل به هدف خود موفقیت‌آمیز عمل کرد: سیستم امنیتی آمریکا دچار دلهره و اضطراب شد . دقیقا به همین دلیل است که القاعده این عملیات را موفقیت‌آمیز خواند .

آیا میان انفعال و ترس و وحشت رابطه‌ای منطقی وجود دارد؟ فیلیپ زلیکو که در کمیته بررسی حادثه یازدهم سپتامبر نقش داشته و در دوران جورج بوش هم در زمره کارشناسان وزارت امور خارجه بود در این خصوص می‌گوید: ما باید شکست در تامین امنیت در امریکا را همان‌گونه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم که با یک مصیبت در خطوط هوایی برخورد می‌کنیم. زمانی که یک هواپیما دچار سانحه می‌شود، مسئولان سیستم حمل و نقل کمیته‌ای از کارشناسان بی‌طرف را مسئول بررسی علل وقوع این حادثه و اراده راهکارهایی برای پیشگیری از وقوع مجدد می‌کنند. ما باید دائما تکه‌های شکسته شده را به هم پیوند بزنیم و در مسیر پیشرفت حرکت کنیم.

حالا تصور کنید که این بازبینی‌ در روش‌های تامین امنیت پس از وقوع یک حادثه آغاز شود. شهروندان به این باور می‌رسند که دولت پس از انجام یک حمله تروریستی چه موفقیت‌آمیز و چه شکست‌خورده ، به فکر تجزیه و تحلیل شرایط می‌افتد .سیاستمداران به سختی می‌توانند از این قبیل حوادث در مسیر منافع خود استفاده کنند.

به یاد حملات تروریستی افتادن زمانی که کار از کار گذشته در حقیقت تنها به نفع تروریست‌ها است. افراط در پاسخ‌دهی به حملات تروریستی می‌تواند قربانی را به واکنش‌های افراطی وادارد که هم هزینه‌بر است و هم بعضا نتیجه معکوس دارد .

اسکن بدنی تمام مسافران ره به جایی نخواهد برد و البته منطقی هم نیست. زمانی که در انباری از کاه به دنبال سوزن می‌گردید ، اضافه کردن کاه ره به جایی نخواهد برد. آنچه مورد نیاز است لیست جامع‌تری است از مظنونان و افرادهای تحت تعقیب. لیستی که تنها به اسامی اعلام شده از سوی یک نهاد اطلاعاتی خاص اکتفا نکند .روزانه در خطوط هوایی ایالات متحده دو میلیون نفر جابه‌جا می‌شوند . ما باید لیستی جامع تهیه کنیم و بر اساس آن مانع از حادثه‌آفرینی این افراد شویم نه آنکه برای یافتن سوزن، همه را بترسانیم.

در ایالات متحده همه خواهان محاکمه جوان نیجریه ای در جامه دشمنی خارجی هستند. مردی که باید شکنجه و در نهایت هم به گوآنتانامو فرستاده شود ، خدا می‌داند که این جوان مستحق این مجازات است یا خیر؟ اما هنگام تعیین مجازات این نکته را هم مد نظر داشته باشید که پدر این جوان نیجریه‌ای همان فردی بود که اطلاعات اساسی در خصوص پسرش را در اختیار سیا قرار داد. اگر این پدر گمان می‌کرد که واشنگتن ابرقدرتی است که در نهایت نوجوانش را شکنجه می‌کند آیا باز هم همین اطلاعات را در اختیار ماموران امنیتی قرار می‌داد؟

ما برای آنکه امریکا را امن‌تر کنیم به اسکنرهای بدنی بیشتر نیاز نداریم بلکه به پدران،مادران و دوستان بیشتری نیاز داریم که به سیستم امنیتی ما اطمینان داشته باشند و مظنونان به فعالیت‌های تروریستی را تحویل دهند.
نیوزویک / ترجمه : سارا معصومی

 
اين مطلب را به اشتراک بگذاريد

نوشتن نظر

 
001001517338.jpg

پژوهشنامه جامعه شناسی خرافات در ایران توسط گروه پژوهشی فرهنگی و اجتماعی پژوهشکده تحقیقات استراتژیک در 223 صفحه منتشر شد.

001001518280.jpg

کتاب "توسعه تئاتر؛ ضرورتها و راهکارها" به اهتمام علی منتظری از سوی انتشارات نمایش منتشر شد.

 
 

كليه حقوق این وب سایت برای عصر فردا محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.

عصر فردا به هیچ سازمان و گروهی وابسته نیست.

Free counter and web stats